علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
3
تاريخ بيهق ( فارسى )
كه پيش ازين اهل علم بوسايل و ذرايع علم مستظهر بودند و شكر يافت لذت علم به مقدار امكان و استطاعت مىگزاردند و باخلاص و ابتهال در اوقات مباركه ثبات قدم خويش بر جادهء سنت و شريعت مىخواستند و بامداد عنايت سلاطين آن عهد بمنابت برومندى مىرسيدند و از مطامع دنيه و مطاعم وبيه « 1 » احتراز لازم مىشمردند و مىشاختند ، « 2 » و كان الصديق يزور الصديق * لكسب المعالى و نشر العلوم فصار الصديق يزور الصديق * لشكوى الزمان و بثّ الهموم درين ادوار ناسازگار و روزگار غدار و زمن پرمحن و فتن [ كه ] آمال و امانى بصدد تلاشى است و ملت طراوت علم منسوخ و مميز آن سيمرغ و كبريت احمر گشته و همگنان از دست جور زمانه از پاى در آمده زماننا ذا زمان سوء * لا خير فيه و لا صلاحا فكلنا منه فى عناء * طوبى لمن مات فاستراحا وقتى ناگاه داعيهء پديد آيد كه در احياء علوم به مقدار توانش سعيى اختيار كردهايد و تجديدى هر فنى را بارزانى داشته و جهد المقل غير قليل . چه چند نوع علم عزيز است كه درين ايام در بلاد خراسان آثار آن مندرس گشته است ، يكى از آن علم حديث نبوى است صلوات اللّه عليه كه اگر كسى ده اسناد احاديث بنويسد پنج راست و پنج خطا كمتر كسى باز شناسد كه از آن اسانيد آنچه سمت استقامت و صحت دارد كدام است و هر محدثى را استادى كه از وى روايت كند كه بوده است و مفردات او كدام است و شاگرد و مستفيد كه از وى نقل كند چند شخص بودهاند و عدل و مجروح كيست ، و اين ماتمى عظيم باشد و بلايى بزرك كه در زيادت از صد فرسنگ از امت محمد رسول اللّه دو عالم نباشد كه ناقد اسانيد و احاديث مصطفى ( صلعم ) باشد ،
--> ( 1 ) نص ، ونيه . و وبيه بمعنى هلاكتآور است ، و اما ونية بمعنى در و مرواريد است و در اين جمله بىتناسب است . ( 2 ) نص ، و مىشناختند كه .